_ برد دزدی را سوی قاضی عسس / خلق بسیاری روان از پیش و پس
_ گفت قاضی کاین خطاکاری چه بود / دزدگفت ازمردم آزاری چه سود
_ گفت، بدکردار را بد کیفر است / گفت، بدکار از منافق بهتر است
گفت، هان بر گوی شغل خویشتن / گفت، هستم همچو قاضی راهزن
گفت، آن زرها که ب